عبد الجليل قزوينى رازى
316
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
آمد نام او محمّد ؛ بنيابت پدر بنشست ، ازين محمّد دو پسر ماند أحمد و حسين ؛ بجاى پدر نشست ، و از وى پسرى بماند نام وى سعيد ؛ او نيز بنيابت پدر بنشست آنگه عبد اللّه بن سعيد و او را پسرى آمد اسماعيل بن عبد اللّه ، آنگه پسرش معدّ بن اسماعيل ، كنيت او ابو تميم « 1 » ، و بر مصر و افريقيه مستولى گشت ، و فسادهاى عظيم از وى تولّد كرد ، و در تغيير دين و سنّت كوشيد ، و از پس بو تميم معدّ بود ؛ و بسى بدعتها و ضلالات در عهد او ظاهر شد ، و بعد از آن المستعلى باللّهاش لقب بود و نامش نزار بن المستنصر باللّه از اولاد بو تميم بود ، و در آثار هست كه مقتدر خليفه « 2 » معتمدى را از آن خود بجانب مصر فرستاد تا از سادات نسيب و علويان حسيب خطهاى معروف بستدند كه اين جماعت نه از اولاد على و فاطمهاند و نسب ايشان بدين دعوى كه ميكنند باطل است ؛ و ايشان از اولاد ميمون قدّاحاند ، و بفرمود تا بديار شام و زمين حجاز چون مكّه و مدينه و دمشق و حلب بگشتند و خطوط جملهء سادات و علويان بستدند هم درين معنى ، و آن را بمجالس سلاطين آل سلجوق فرستادند - قدّس اللّه أرواحهم - امّا او را زندگانى مساعدت نكرد كه اين شغل را شفقت نمودى ، و در بلاد خوراسان همهء سادات كه مشجّرات دارند و كتب انساب ؛ متّفقاند كه آن جماعت علوى نيستند . اين جماعت را « ملحد » خوانند و الحاد كژى « 3 » بود چنان كه حق تعالى گفت : إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا « 4 » ، وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ « 5 » . و « زنديق » خوانندشان « 6 » از آنجا كه بوقت گشتاسب و لهراسب كه ملوك آتشپرستان بودند
--> ( 1 ) - ع ث ب م : « بنى تميم » . ( 2 ) - ابن الاثير در كامل التواريخ نسبت محضر درست كردن و استشهادنامه ترتيب دادن را به « قادر خليفهء عباسى » داده است ، در هرصورت علماى نسابه و دانشمندان صاحبنظر و محقق در نسب و تاريخ برآنند كه نسب فاطميان مصر صحيح است و ايشان علوى و فاطمى هستند ، و قيام خليفهء عباسى كائنا من كان باستشهادنامه و محضر درست كردن بغرض اينكه نسب ايشان مخدوش است مبنى بر كذب و مقدّمات بىاساس و پروندهسازى است و براى بحث مختصرى در اين موضوع رجوع شود بتعليقهء 131 . ( 3 ) - در برهان گفته : « كژ بفتح اوّل و سكون ثانى بمعنى كج است كه نقيض راست باشد » . ( 4 ) - صدر آيهء 40 سورهء مباركهء فصلت ( - حم سجدة ) . ( 5 ) - از آيهء 180 سورهء مباركهء اعراف . ( 6 ) - ع : « خواندندشان »